صادق آئينه وند

135

ادبيات سياسى تشيع ( فارسي )

بينش عميق شاعر و ژرف‌نگرى او در مسائل - بر خلاف همگنانش كه تنها مسائل سطحى و روزمره را مىتوانستند دريابند - عمق فاجعه و حادثه را به نيكى دريافته بود . دور بودن آل على ( ع ) از رهبرى مردم و بر سر كار آمدن امويان و عبّاسيان از ديد شاعر ، تنها حادثه‌اى نبود كه به عنوان واقعيّتى تاريخى بتوان به سادگى از آن گذشت ، يا در سطح كشمكش دو خانواده و نبرد بين دو فكر ، طرحش كرد . بلكه او تمام مردمى كه حمّالة الحطب اين آتش بوده و يا با سكوت به اين كار تن داده و به يارى حقّ برنخاسته‌اند ، و يا با بىاعتنايى به اصل موضوع ، جبهه‌ى باطل را تقويّت كرده‌اند ، سهيم و شريك و مسؤول اين فاجعه مىداند : 1 - و ليس حيّ من الأحياء نعلمه * من ذي يمان و من بكر و من مضر 2 - إلا وهم شركاء في دمائهم * كما تشارك أيسار على جزر 22 1 - هر قبيله‌اى كه ما در عرب مىشناسيم ، از يمانى تا بكر و مضر ، همگى در خون آل على ( ع ) شركت دارند . 2 - همان‌گونه كه شركت‌كنندگان در قمار ، در تقسيم گوشت گوسفند ذبح شده ، شريك‌اند ! بينش سياسى شاعر همراه با طنز و نيشخند ، در داستان زير به خوبى مشهود است . ابو ناجيّه آورده است كه به شاعر خبر رسيد ، معتصم اراده‌ى فريب دادن و كشتن او را دارد . وى به جبل گريخت و در هجو او چنين سرود : دلباخته‌ى غمزده‌ى دين از پراكندگى دين گريست و چشمه‌ى اشك از چشمش جوشيد . پيشوايى به‌پا خاست كه اهل هدايت نيست و دين و خرد ندارد . اخبارى كه حكايت از مملكت‌دارى مردى چون « معتصم » و تسليم عرب در برابر او كند به ما نرسيده است . ليكن آنچنان‌كه پيشينيان بازگو كرده و گفته‌اند ، چون كار خلافت دشوار شد بنابه گفته‌ى كتب مذهبى ، شاهان بنى عبّاس هفت تن خواهند بود و از حكومت هشتمين آن‌ها نوشته‌اى در دست نيست . اصحاب كهف نيز چنين‌اند كه به گاه بر شمردن ، هفت نيكمرد در غار بودند و هشتمين آن‌ها سگشان بود . من سگ آن‌ها را بر تو اى معتصم ! برترى مىدهم . چه تو گناهكارى و آن نبود . حكومت مردم از آن روز